يك ماه و يك روزگي- اولين كلمه محمد كوچول
اول از همه اين مطلبو الان ساعت 5.45 دقيقه صبح جمعه 4 فروردين مي نويسم. آخه اين چند شبه تا نماز صبح بيدارم و همراه با نگاه كردن تلويزيون به مامان سارا و ماماني براي نگهداري محمد كوچول كمك ميكنم. الانم حدود يه 45 دقيقه اي هست كه ماماني ني ني رو تحويل گرفتن و ... نمي دونم فردا صبح چه جوري برم سركار.. محمد كوچولو خيلي ماهه، يه آقا پسر ناز و البته كم سر و صدا (خدايا شكرت)، خيلي كم گريه ميكنه و اونم فقط وقتي بخوان پوشكشو تعويض كنن و يا اينكه يه كمي شيرش دير بشه. كلا ماهه به خدا. همش ميشينم بالاي سرشو بهش نگاه ميكنم .شير كمكيشو خيلي اوقات من براش درست ميكنم و بهش ميدم. وقتي خيلي شير بره توي دهنش براي اينكه كامل قورتش بده ...
نویسنده :
خاله هدی
7:21








