سلام نفسم بالاخره اومدم خودم واسه عزیزم مطلب بنویسم البته خاله هدی و ندا فکر نکنین دیگه راحت شدین ها چون الان من خونه مامانم ،محمدم پیش خانواده عزیز مشغول دلبریه.حالا میگن چه پر رو هست این مامان سارا عوض تشکرشه.البته من از دو خاله مهربون بسیار متشکرم که جور من رو میکشن.حالا بگذریم بذار از دلبریات بگم نفسم که هوش و حواس رو از من و بابا ربوده.از کجا بگم از خنده هات که وقتی میخندی اون چالهای خوشگل رو لپت نقش میبنده و اون لثه بی دندونت میوفته بیرون یا گریه هات که تمام اعضای صورتت درگیر میشن؟!از باباب باب گفتن و هدا هدا کردنت یا دد دد گفتنت.از سرفه هات که واسه جلب توجه کردنه یا دعواهات که واسه لوس شدنه.قربونت برم که هرکدوم از ادا اطوارات واس...