يك ماه و يك روزگي- اولين كلمه محمد كوچول
اول از همه اين مطلبو الان ساعت 5.45 دقيقه صبح جمعه 4 فروردين مي نويسم. آخه اين چند شبه تا نماز صبح بيدارم و همراه با نگاه كردن تلويزيون به مامان سارا و ماماني براي نگهداري محمد كوچول كمك ميكنم. الانم حدود يه 45 دقيقه اي هست كه ماماني ني ني رو تحويل گرفتن و ... نمي دونم فردا صبح چه جوري برم سركار..
![]()

محمد كوچولو خيلي ماهه، يه آقا پسر ناز و البته كم سر و صدا (خدايا شكرت)، خيلي كم گريه ميكنه و اونم فقط وقتي بخوان پوشكشو تعويض كنن و يا اينكه يه كمي شيرش دير بشه. كلا ماهه به خدا. همش ميشينم بالاي سرشو بهش نگاه ميكنم .شير كمكيشو خيلي اوقات من براش درست ميكنم و بهش ميدم. وقتي خيلي شير بره توي دهنش براي اينكه كامل قورتش بده و نفسش اذيت نشه، پستونك رو در ميارم كه باعث ميشه آقا قهر كنه و با خواهش و التماس ما دوباره دهنشو باز كنه و بقيه شيرشو بخوره. ناناسي همه داروهاشو بدون اخم ميخوره و خيلي خوشگل مزه مزه ميكنه بخصوص قطره بد مزه آهنشو. خيلي وقتا گردن ميگيره. اما از همه اينا بگذريم. چهارشنبه شب دوم فروردين 91 در يكماه و يك روزگي ساعت 8.50 دقيقه شب وقتي ماماني و بابايي رفته بودن عيد ديدني و بابا عليرضا هم رفته بود خونه خودشون و مامان سارا هم داشت به كاراش مي رسيد، محمد كوچولو توي بغل خاله هدي بود،شيرشو داده بودم و آروغشو گرفته بودم و داشتم باهاش حرف ميزدم. هي به خاله مي خنديد از اون خنده هاي خوشگل كه دل آدمو ميبره، هي ميگفتم محمد بخند و اونم ناز خنده تحويلم ميداد رفتم و تندي دوربينمو آوردمو ازش فيلم گرفتم ، ادامه دادم محمد بگو آقا، 4-5 دفعه تكرار كردم و در كمال شگفتي محمد خيلي ريز و كوشولو گفت آقا. محمدي كه كلا صدا ازش درنمياد. فيلمشو نشون مامان و باباش و ماماني و بابايي دادم كلي شگفت زده شدن و ذوقشو كردن. بخصوص ماماني كه خيلي سر آقا گفتن ياسمين ناناس سربه سر خاله ندا ميذاشت. ياسي هي ميگفت آقو ولي ماماني براي اذيت ميگفت آخر براي ما يه آقو نگفت. پس محمدي در يكماه و دو روزگي آقو گفت. البته تا اين زمان ما اصلا باهاش تمرين حرف زدن نكرده بوديم و همش قربون و صدقه و ماشااله و شكر خدا بود به خاطر سلامتيش و حضورش در كنار ما. محمد آقا از اين به بعد كارها داريم باهم. از ياسي دخمل خاله بپرس تا بهت بگه خاله هدي چيكار ميخواد بكنه!
خدايا شكرت، خدايا شكرت، خدايا شكرت
.gif)


يك ماه و يك روزگي- اولين كلمه محمد كوچول
