محمد كوچولمحمد كوچول، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 2 روز سن داره

★★گل محمدي من★★

بي خوابي و عطر بهار نارنج

1391/1/18 4:18
نویسنده : خاله هدی
570 بازدید
اشتراک گذاری

  شکلکهای جالب و متنوع آروینالان حدوداي چهار صبح جمعه 18 فروردينه. من طبق معمول اين 25 شب گذشته بيدارم حتي شبايي كه فرداش ميخواستم برم سركار... همش فكر ميكنم از اتاق كه برم بيرون محمدي رو مي بينم ولي گل كوچولو رفته خونه شون. خدايا شكرت كه گل كوچولوي خوشگلمون رو سالم و سلامت بهمون برگردوندي... خدايا شكرت... راستي عطر بهارنارنج از توي حياط داره سرمستم ميكنه اين دم صبحي. از ديروز ظهر بوي عطرش بلندشده. مثل اينكه اونم فهميده گل محمدي ما رفته خونه شون و ميخواد خودي نشون بده شايدم ميخواد خونه كوچولوي ما هيچوقت از عطر گلها خالي نمونه. ياس بهشتيم و گل محمديم فردا ميان خاله بهار،‌ اما دوست دارم تو هم مشامم رو جانانه نوازش بدي. خدايا ممنونم از اين همه لطافت و سرمستي و ...

 

پي نوشت1:‌ الان صداي كارگراي شهرداري مياد كه اومدن براي جمع آوري زباله تو اين وقت از شبانه روز. دلم ديگه براشون نمي سوزه، آخه اين لحظه هواي شهرمون بهشتيه و بوي عطر بهارنارنج و لطافت هواي بهاري ديوانه ميكنه هر آدمي رو. فكر كنم اصلا متوجه نمي شن كه دارن زباله هاي بد بو رو جابجا مي كنن، آخه صداي خنده مياد از تو كوچه. احتمالا سرمست شدن از عطر بهار نارنج حياط كوچولوي خونه ما. بازم شكرت خدا...

پي نوشت2: هيچ چيزي تو اين هوا مثل پياده روي و بعدش خوردن آش سبزي و نون سنگك نمي چسبه به يه شيرازي اصيل. اما تا اين وقت بيدار موندن نه توان پياده روي صبحگاهي رو برا آدم ميذاره و نه به آش سبزي خريدن كله سحر ميرسه. فكر كنم اين توصيف براي  شيرازي اصيل بودن بهترهقهقهه

پي نوشت 3:‌ حالا من يه چيزي گفتم شما ديگه دست نگيرين. خداييش اين آب و هواي مستانه، همه رو از هر نژاد و مليتي درگير ميكنه. اگه باور ندارين يه سر همين روزا بياين شيراز.بغل

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (8)

کودکانه های من
18 فروردین 91 4:30
خاله هدی اینجا رمز دار شده؟
همش چند روزی نبودم
میشه منم رمز
خاله این وقت صبحی دهانمو آب انداختی


خاله نبودي رمز دارش كردم. اينم رمز. برو برات تو نظرات خصوصي گذاشتم ببخشيدا گرسنم بود دهن همه رو آب انداختم.
کودکانه های من
18 فروردین 91 4:32
خاله هدی
رمزززززززززززززززززززززززززززززز موخام

مشهدي شدي خاله يا مشهدي بودي و من نمي دونستم
نسترن
18 فروردین 91 12:07
خاله جون غصه نخور هر مهمونی بالاخره میره خونه خودش خدا رو شکر که مهمون کوچولوت شاد و سالم از خونه تون رفت راستی به جای ما حسابی از بوی بهار نارنج ها استفاده کن
دوستت دارم بوسسسسسسسس


ممنونم دوست خوبممممممممممممممممممم
بابای ملیسا
18 فروردین 91 14:36
سلام . وبلاگ ملیسا خانم با درد دل های پدر و دختری به روز شد . خوشحال میشیم با اومدنتون وبلاگمون رو نورانی و با نظراتتون پربارترش کنید . منتظر شما هستیم .
کودکانه های من
19 فروردین 91 15:52
نه خاله مشهدی نیستم کهههههههههه


فكر كردم لهجه مشهدي داريييي دخمل!
عمو ناي ناي امير
19 فروردین 91 23:16
واي كه چقد دلم ميخواد بيام شيرازززززززززززززززززززززززززززززاقا محمد بوسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس


تشريف بيارين عمو، خوشحال ميشيم.
میترا
20 فروردین 91 2:04
شیراااااااااااز خواستم. من تا حالا نیومدم شیراز... می خواااااااااام

تشريف بيارين ميتراجون. قدمتون روي چشم.اما هر بار كه خواستين بياين فروردين رو انتخاب كنين چون هوا اين موقع عاليه بعدش رو به گرمي ميره و كلافه ميشين
مامان زهرا
24 فروردین 91 1:43
سلام خاله هدی جون
سال نو مبارک
یه سوال: (البته اگه فوضولی نباشه) شما وبلاگ شخصی داری؟ آخه من نگارش شما رو خیلی دوست دارم و خوشحال میشم مطالب وبلاگتونو بخونم
راستی منم رمز ندارما

سال نو شما هم مبارك خانم خانما. مرسي از لطفتون شما محبت دارين. وبلاگ شخصي ندارم اگه داشتم ديگه وقت نمي كردم روي وبلاگ ياسي و محمدي مطلب بنويسم (چون اونجا روده درازي مي كردم. بازم ممنونم از محبتتون. رمز رو براتون ميذارم