محمد كوچولمحمد كوچول، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 2 روز سن داره

★★گل محمدي من★★

محمد كوچول يك روزه

1390/12/1 13:23
نویسنده : خاله هدی
482 بازدید
اشتراک گذاری

آخرین اخبار:‌

محمد ناناسي ما امروز يكروزه است. و درست وقتي يكروزه و سه ساعته بود مامان ساراش رو ديد. حدود دوساعت پيش يعني ساعت يازده اول اسفندماه 1390 ، 27 ربيع الاول 1433 و 21 فوريه 2012.

 

حيف! هيچكس جز خانم پرستار ديدار مامان و ني ني رو نتونست ببينه. آخه ني ني تو دستگاهه و بايد محيط تنفس كاملاً استريليزه باشه. اما، مثل اينكه يه فيلمي از اين ديدار گرفته شده. خداروشكر پزشكاي بيمارستان از وضعيت محمد كوچول اظهار خرسندي كردند و گفتند چون داره آنتي بيوتيك ميگيره بايد بين يك هفته تا ده روز توي  NICU باشه. مامان سارا هم انشااله تا دو سه ساعت ديگه مرخصه و مياد خونه ما.

butterflies, pink roses & gold ribbon

من خاله هدي، نه ديروز و نه امروز سركار نرفتم. از استرس وضعيت به وجود اومده كاملاٌ ريختم بهم و الان هم كه اومدم روي اينترنت، مغزم داره مياد تو دهنم. يك سر درد غیر معمول و بسیار شدید گرفتم كه با هيچ نوع مسكني خوب نمي شه. از محل كارم هم هي زنگ مي زنن و ميگن خواب بودي و بايد هي براشون توضيح بدم كه نه بابا من از سردرد حتي ديشبم نخوابيدم و گرفتگي صدام هم از استرسه. ديروز خيلي خيلي نگران محمد كوچول بودم و خيلي خودمو كنترل كردم كه گريه نكنم. همه حوادث چند روز گذشته و خوابهايي كه ديده بوديم و حركات و رفتار، همه توي ذهنم مرور ميشد. اما ديشب حدود ساعت يك و نيم وقتي داشت اشكم سرازير ميشد يادم اومد بايد قرآن ماماني (مامان جون)‌ رو هم كه شب پيش مامان سارا بيمارستانه بخونم (يك گروه حدود 120 نفره ايم كه شبي يك حزب از قرآن رو ميخونيم تا هرشب همه با هم يك دور قرآن رو دوره كرده باشيم). خلاصه ديشب وقتي دلم خیلی شکسته و روحیه ام خراب بود،‌شروع كردم به خوندن حزب يك جزء شانزده قرآن و  21 آيه اول از سوره مريم رو هم که جزئش بود خوندم. هر آيه كه جلورفتم دلم گرم تر شد و اميدم پر رنگ تر، حدود هشت ساله كه سالي سه دفعه يا بيشتر قرآن رو به شخصه كامل ميخونم و اين آيات رو مرور ميكنم اما،‌ هيچوقت مثل ديشب بر دلم ننشسته بود. 21 آيه اول سوره مريم از قدرت بيكران الهي در بخشيدن دو فرزند پارسا به دو بنده مقرب الهي سخن ميگه. يكي بشارت به دنيا آمدن حضرت يحيي به حضرت زكرياي سالخورده و همسر مسنش و ديگري بشارت آمدن حضرت مسيح به مريم پاكدامن. وقتي اين آيه ها رو ميخوندم وجودم سرشار از اطمينان شد. محمد كوچولوي عزيزمون رو كه از نواده هاي حضرت محمد(ص)‌و حضرت علي (ع) هست رو سپردم به دست خداي مهربون و توانا.

قرآن رو كه خوندم، رفتم سراغ حافظ و نيت كردم و ازش خواستم كه آرامشم رو كامل كنه. خدا رو گواه ميگيرم كه شعر زير اومد:

يارب اين نوگل خندان كه سپردي به منش            مي سپارم به تو از دست حسود چمنش

 گرچه از كوي وفا گشت به صد مرحله دور            دور باد آفت دور فلك از جان و تنش

گر به سر منزل سلمي رسي اي باد صبا              چشم دارم كه سلامي برساني ز منش

 ...

شعر حافظ همه بيت الغزل معرفت است              آفرين بر نفس دلكش و لطف سخنش

butterflies, pink roses & gold ribbon

خدايا شكرت، خدايا شكرت، خدايا شكرت...

كه در ناباورانه ترين لحظات، وجود و قدرت و برتري خود را به رخ ميكشي و من خاكي را به تواضع بيشتر و يادآوري آنچه هستم وا ميداريييييييييي.

 خداوندا، از درگاه پر از مهر و عطوفتت مي خواهم كه آنچه در دل دارم همان باشد كه تو صلاح ما ميداني و به آن رضا داري.

خدايا، محمد نازمون هديه پاك ترين بانو،‌حضرت زهرا (س) رو به آغوش پر از مهرت مي سپارم و مي خواهم از تو، تا آن روح مسيحايي و ذكر يحيايي بي مثالت را بر جسم نحيفش جاري سازي و سپس عشق محمدي و خضوع علوي را بدرقه حضورش در اين جهان سازي.

یا من اسمه دواء و ذکره شفاء

آمین یا رب العالمین

التماس دعا

 شکلکهای جالب آروین

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (10)

مامان دینا جون
1 اسفند 90 13:52
خاله هدی ازت التماس دعای مخصوص دارم.منم هر سال قرآن رو ختم میکنم.دقتی هم باردار بودم 2 بار قرآن رو ختم کردم.باور کن وقتی این پست رو خوندم گریه کردم.مطمئنم که محمد کوچولو سالم و سلامت میاد خونه.

ممنونم خاله جون. التماس دعاي فراوون دارم
مامان گلي
1 اسفند 90 13:58
خدارا شكر خيلي خوشحال شدم انشالله محمد اقا هر چه زودتر بياد خونه ودر اغوش گرم پراز محبت شما استراحت كنه انرژي بگيري وسرحال بشه .الهي من قربونش بشم

قربان محبت شما مامان گلي. دعاش كنيد با دل پاكتون.
مامان پارسا
1 اسفند 90 13:59
سلام خاله هدی
منم امیدوارم تمام خواسته هایت به زیباترین نحو اجابت شود محمد عزیز هر چه زودتر بیاد تو بغل خاله ی مهربون تا ببیبنه و بفهمه که یاسی کوچولو تا الان چه حالی میکرده با این خاله ی پر انرزی و با محبت و با معرفت
امیدوارم تمام دعاهات بدرقه ی راه تمام نی نی های نی نی وبلاگ باشه


ممنونم خاله جون. التماس دعاي فراوون دارم
خاله جون...
1 اسفند 90 14:34
واااااای خدایا هدی جون باور کن اشکم درومد از اینهمه اخلاص و پاکی...
خیلی قشنگ نوشته بودی مخصوصا شعر حافظ...
خدایا شکرت!!!!!!!
دل منم آروم گرفت...
حالا این محمد کوچولو شیر مادرشو نمیخوره درسته؟
آخه من سراغ دارم بچه هاییو که توی دستگاهن به خاطر مشکل تنفس و ریه ولی از شیر مادر تغذیه میشن...حالا کلا مشکل محمدمون چیه؟؟؟
ایشالله که به زودی زود حتی کمتر از یک هفته تشریف میارن خونه گل باغ محمدی...
اللهم صل علی محمد و آل محمد///
سینای ما که به دنیا اومد به محض اینکه دکتر سرشو اورد بیرون تمام اتاق عمل صلوات فذستادن به خاطر نور سیدیش
حالا منم براش محمد که با سینا فرقی نداره واسم چند تا صلوات محمدی برای سلامتیش فرستادم


مرسي خاله جون. ني ني محمد حالا از سرم تغذيه ميكنه و هنوز شير مادر نمي خوره. براي ريه هاش بستري شده. دعا كن با دل پاكت دعا كن براي ني ني محمد ما. يواش تو گوش سيد سيناي نازم هم بگو تا براي محمد كوچولو دعا كنه. ممنونم خاله
مامان طاها
1 اسفند 90 16:10
توکلتون به خدا باشه من خیلی برای محمد کوچولو دعا کرده و میکنم و دلم بهم این گواهی رو میده که محمد کوچولو صحیح و سالم برمیگرده پیشه شما.
الهی آمین.

ممنون خاله مريم عزيز.التماس دعاي فراوون
مریم 1007 - مامان سپنتا
1 اسفند 90 21:15
خاله هدی مهربون محمد کوچولو خیلی زیبا و با خلوص نیت نوشتی و من از خوندن نوشته ات لذت بردم ( هر ـآنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند )بارها احساست رو درک کردم و در اوج ناامیدی شاهد قدرت بیکران الهی بودم . امیدوارم نی نی ناز سارا در کمال صحت و سلامت بیاد تو آغوش پدر و مادر و همه خانواده مهربونش

ممنونم خاله مهربون. التماس دعا
مامان یاسمین زهرا
1 اسفند 90 23:41
مامان محیا
2 اسفند 90 9:21
ایشاله همین که میگی میشه گلم..

مرسي خاله. التماس دعا
لیلا مامان آروین
2 اسفند 90 10:24
خاله هدی جون تو خیلی ناز و مهربونی و نی نی های خواهرات رو هم خیلی دوست داری دوستت دارم دوست گلم
دوست خوبم خدا رو شکر که محمد کوچولوی نازم سالم به دنیا اومده چشم و دلتون روشن
این مسأله کوچیک هم به خاطر زود دنیا اومدنشه نگران نباشین ان شا اله خبر های خوشی ازتون می شنویم من مطمئنم

ممنونم خاله ليلاي مهربون. منم شما رو دوست دارم. انشااله با دعاي شما همه چيز به خوبي و خوشي پيش بره. خوشحالم كه دوستاي خوبي مثل شما دارم
فرناز مامان ایلیا
3 اسفند 90 1:36
عزیزم من تازه فهمیدم محمد جون به دنیا اومده مبارکه انشالله بوووووس

ممنونم فرناز جون