بزرگترين عيد خدا و مجلس رختك برون محمد كوچول

لبخند به لبهاي شما حك بادا غمهاي شما هماره اندك بادا
اين عيد كه سرشار ز لبخند خداست بر وسعت جانتان مبارك بادا
خدايا در اين زيباترين عيدت، مارا از همه زيبايي هاي درون بهره مند ساز و شادي روح را نثار جان خسته امان گردان.
عاشقان و آزادگان عيدتان مبارك باد!
.gif)
محمد ناناسي من:
امروز جمعه٢١ بهمن ١٣٩٠ برابر با ١٧ ربیع الاول ١٤٣٤ هجری قمری در روز تولد حضرت محمد (ص) و امام جعفر صادق (ع) و هفت ماه و پانزده روزگي شما تو شمك ماماني، یه جشن کوچولو توی خونه شما داريم. امروز قراره درحضور همه فامیل اتاق خوشگلت رو افتتاح کنیم و از سیسمونی كه برات تهيه كرديم پرده برداری بشه. به قول قدیمای شیراز رختک برون داریم. مامانی و باباجون خیلی زحمت کشیدن. پارسال در همچین روزی (درست بیست ودوم بهمن ماه برگشتیم شیراز) من و مامانی و باباجون دبی بودیم و اصلش داشتیم برای دخمل خاله ناناس ياسمين زهرا سیسمونی می خریدیم. مامانی و بابایی خیلی از چیزا رو دوتایی برمیداشتن و می گفتن شاید مامانيت ( مامان سارا) هم بخواد نی نی دار بشه. البته باباجون امسال خودشون تنهایی رفتن دبی و یه عالمه لباسا و وسایل خوشگل برای شما خوشگله آوردن (البته خیلی هاش دخملونه بود چون فکر میکردیم نی نی دخمله) . دست مامانی و باباجون اساسی درد نکنه. عکسا رو احتمالا امشب یا فردا در وبلاگت میذارم تا دوستامونم بتونن ببینن و البته بعدا خودتونم بتوني اظهار نظر كني.
عيدت مبارك كوچول خاله. خيلي خيلي منتظرم كه بدويي بياي تو بغلمون. البته سر وقت بيا همراه بهار و نوروز و سال 1391.
تقارن تولد حضرت محمد (ص) و جشن كوچولويي كه برات گرفتيم دلمونو بيشتر شاد كرده. سالم باش و با صلابت بيا.


بزرگترين عيد خدا و مجلس رختك برون محمد كوچول
